بابا صفرى
244
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )
در عهد ما مقالاتى در مطبوعات درج مىشود و ضمن آنها قبر آن پادشاه در كاشان قلمداد ميگردد . خوانندگان دانشمند ميدانند كه در قديم كسانى كه در حال حيات پادشاه يا امير و يا شخصيت متنفذى ، قدرت برابرى و مقابله با آنها نداشتند بعد از مرگ آنان درصدد هتك حرمت آنها بر ميآمدند و با نبش قبر و توهين بر جسد بيجان به كارهاى نامعقولى دست ميزدند . معروف است براى آنكه در مورد شاه عباس چنين كارى اتفاق نيفتد و شاهزادگان ناراضى صفوى ، كه وى در اواخر عمر هرآينه نسبت به آنها بدرفتارى كرده بود ، بچنين اقدام وهنآورى دربارهء او دست نزنند ، بنا به وصيت آن پادشاه ، يا صلاحديد بزرگان و نزديكان وى ، پس از درگذشت او ، كه شب پنجشنبهء 24 جمادى الاول 1038 هجرى قمرى در اشراف مازندران « 1 » اتفاق افتاد ، سه تابوت فراهم و محرمانه بدن شاه را در يكى از آنها گذاشتند و دو تابوت ديگر را از حيث محتوى و ظاهر با آن يكسان نمودند . آنگاه يكى را بمشهد دومى را باردبيل و سومى را بپايتخت ( اصفهان ) ، يا بقولى به سمت نجف حمل نمودند . تابوت اول در مشهد و دومى در كنار مقبرهء شيخ صفى الدين به خاك سپرده شد ولى سومى را كه راهى پايتخت ، يا نجف اشرف ، بود چون در حوالى كاشان ، در نتيجهء گرماى هوا متعفن گشته بود ، در جوار حضرت حبيب بن موسى ( ع ) دفن كردند و بدينطريق مخالفان و دشمنان را با ابهامى در اينباره مواجه ساختند . بديهى است كه اين راز براى هميشه مكتوم نمىماند زيرا مخالفان معمولا قبور را در روزها و ماههاى اول ، كه جسد بالنسبه سالم بود ، نبش ميكردند و كمتر اتفاق ميافتاد كه بعد از متلاشى شدن آن درصدد چنين كارى برآيند و اگر در تاريخ آغا محمد خان قاجارى پيدا شده كه استخوانهاى كريمخان زند را ، بعد از هيجده سال ، از زير خاك درآورده از شيراز بتهران حمل و در زير تخت سلطنت خود در خاك كرده است اين عمل زشت در گذشتهء روزگار نظاير كمترى داشته است و آن هم بيشتر از آنجهت اتفاق افتاده كه در آن زمان از خاندان زنديه فرمانرواى مقتدرى در ايران نبوده است . حال آنكه جانشينان شاه عباس بعد از وى مدتها سلطنت كرده و نسبت بجد
--> ( 1 ) - نام كنونى آن بابل است .